تبليغاتX
اتاق فوتبال
خبر و تحلیلهای فوتبالی

مراقب باشيد يك سناريوي غم بار براي مس ننويسيد

 

همواره در فصل نقل و انتقالات، تمامی مدیران و مربیان سعی می‌کنند تا با بهترین یارگیری و عملکرد در جذب نفرات مورد دلخواه خود، یک تیم خوب برای فصل بعد روانه مسابقات کنند و این سودا را در ذهن خود بپرورانند تا در فصل بعد به جبران مافات بپردازند و حداقل نتایج در خور توجهی را کسب نمایند.

قطعا نماینده‌ی کرمان در مسابقات لیگ برتر نیز از این قاعده مستثنی نیست و در این بازار سعی کرده است تا با خرید بهترین اجناس ، زنبیل گران‌بهایی را دشت کند. اما تاکنون موفق به انجام این امر مهم نشده است و می‌توانیم بگوییم حداقل نسبت به فصل قبل در این مسیر عقب‌تر مانده است. مس در فصل گذشته که سال اول حضور خود را نیز در لیگ برتر تجربه می‌کرد خریدهای بسیار موفقی را انجام داده بود و حتی نسبت به تمدید قرار داد با برخی بازیکنان فصل‌های قبل خود نیز منطقی عمل کرد. خرید آلوز و اضافه شدن وی كه یک مهاجم قدرتی بود در کنار صابر میرقربانی سرعتی ، این امیدواری را ایجاد کرد که مشکلات مس دراين خط خیلی کم خواهد بود. اضافه شدن خیری، قربانی، دغاغله به خط هافبک این تیم و تقی‌پور و میرطرقی به خط دفاعی باعث شده بود تا تقریبا مس در تمامی نقاط، ضعف‌های خود را پوشش داده باشد ضمن این‌که عبدالزهرا، خلدون و نورصبری سه بازیکن تیم ملی عراق نیز در مواقعی راه‌گشای مشکلات مس به لحاظ فنی می‌شدند حال بگذریم كه به لحاظ اخلاقی گاهی اوقات مشکل آفرین هم بودند.

خریدهای مس در فصل گذشته رضایت بخش بود و این تیم قطعا با سلام و صلوات و دعا در لیگ برتر ماندنی نشد و به لحاظ قدرت خود بود كه موفق شد امسال هم ليگ برتر را تجربه كند. به همین علت مس توانست سال اول حضور خود را در لیگ برتر که برای هر تیمی سخت‌ترین سال را رقم خواهد زد ، به خوبی پشت سربگذارد. و حتی در مواقعی تا موی دماغ شدن برای مدعیان قهرمانی پیش برود.

 اما اکنون در مس چه می‌گذرد؟ مدیران و مربیان این تیم در بازار نقل و انتقالات به فکر جذب چه مهره‌هایی هستند؟ آیا تصمیم ندارند مانند فصل قبل خطوط پر ضعف خود را ترمیم و یا نوسازی کنند؟ می‌توان گفت تاکنون مسئولين مس دراین عرصه ناموفق بوده اند و نتوانسته اند به آن‌چه که وعده داده اند عمل کنند. همه ما می‌دانیم که مدیرعامل این تیم پس از پایان فصل قبل ، هدف تيم خود را در این فصل  قرار گرفتن در جمع  بالانشينان جدول مسابقات و حتی یکی از مدعیان عنوان کرده بود اما باید گفت با چه تیمی می‌خواهد به این مقام‌ها دست پیدا کند؟

مرتضی ابراهیمی، سید مهدی رحمتی(از استقلال) و حمید رضا رجبی(از سايپا) سه بازیکن لیگ برتری صنعت مس کرمان در فصل جدید هستند که به نوعی جایگزین نفرات قبلی مس در همین خطوط شده‌اند اما باید دید هر کدام از این بازیکنان، فصل گذشته چندبار برای تیم‌های خود به میدان رفته اند و یا به چه اندازه برای تیم‌های خود مثمر ثمر بوده‌اند!(حال در اين بين وضعيت رجبي تا حدودي بهتر است )شايد هم فقط براي پر كردن ليست 18 نفره، روي نيمكت تيم هاي خود حضور مي يافتند.  حال به اين کار نداریم ‌که چند بازیکن جدید از لیگ‌های دسته‌ اول، امید و... نيز به صنعت مس پیوسته‌اند. مس با این اوصاف نمی‌تواند وعده‌های مسوولین خود را محقق کند. و شاید هم در تكرار رتبه‌ی خود در لیگ هفتم هم به مشکل برخورد کند. اين تيم بیش از نود درصد از ترکیب خود در فصل گذشته را تغییر داده است که در کمتر تیم حرفه‌ای این اتفاق رخ می‌دهد! اما حال که مسوولین این تیم تصمیم گرفتند بازیکن سازی کنند! آن‌هم بازیکنان غیربومی را و یا به نوعی پدیده به لیگ برتر معرفی نمایند! باید مراقب باشند تا این سناریو سرانجام به یک تراژدی غم‌بار برای مس مبدل نشود و در پايان موجبات ياس ونا اميدي را براي فوتبال كرمان فراهم نكند زيرا با اين بازيكنان نمي توان چشم اميدي به موفقيت صنعت مس كرمان در ليگ هفتم داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 16:18  توسط احمد احمدی نژاد  | 

منبع:بام کویر

آنچه كه مربيان ورزش وطني به آن بي‌اعتنا هستند

قبل از شروع هر مسابقه‌ی ورزشي ، گرم كردن بدن یکی از مواردی است که حتما باید از جانب بازیکنان و مربیان  رعایت شود تا بازیکن نسبت به حضور در یک میدان مسابقه آمادگی لازم را کسب کند. امري كه شايد در بسياري از تيم‌هاي ورزشي ايران و به خصوص در تيم‌هاي غير حرفه‌اي به آن توجه نشود.

برآن شدیم که در زمینه‌ی نحوه‌ی تمرین دادن بازیکنان ، با محمد امیری خراسانی کارشناس ارشد رشته تربیت‌بدنی هم کلام شویم و نظرات وی را که پایان نامه تخصصی‌اش در زمینه‌ی اثر روش هاي مختلف كششي در طول گرم كردن در چابكي بازيكنان فوتبال است ، جویا شویم.

وی ابتدای صحبت خود را با علم ورزش شروع می‌کند و می‌گوید: در دنیای مدرن چرخه‌ای امروز همه بدنبال علم هستند و مدیران، مربیان و... ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیستند و سعی می‌کنند تا خود را نسبت به علوم روز دنیا آشنا کنند. زیرا علم ثابت نیست و هر روز در هر جای دنیا یک قضیه جدید کشف و اثبات می‌شود که پی بردن به آن باعث افزایش کارآیی افراد می‌شود.

وی ادامه می‌دهد: در همه‌ی کشورها رشته‌هاي مختلف ورزشي در یک سطح دنبال می‌شوند و مدیران سعی می‌کنند تا نسبت به سرمایه‌گذاری موثر و مفید در همه‌ی رشته‌ها نسبت به کسب موفقیت در آن‌ها در مسابقات مختلف جهانی اقدام کنند. برای مثال چین، آمریکا، روسیه، ژاپن و حتی انگلیس همواره جز کشورهای نخست مدال‌آور در مسابقات المپیک بوده‌اند و مدال‌های رنگارنگ زیادی را در رشته‌های مختلف ورزشي به خود اختصاص داده‌اند زیرا آن‌ها موفقیت در یک رشته‌ی خاص را دنبال نمي‌کنند بلکه در همه‌ی زمینه‌هاي ورزش به فکر کسب موفقیت هستند.

امیری خراسانی نسبت به اهمیت دادن تمرينات قبل از مسابقات و آمادگی بازیکنان نسبت به حضور در یک مسابقه ورزشی می‌گوید: در کشورهای پیشرفته‌ی دنیا اکثر ورزشکاران  نسبت به آنچه که می‌خواهند انجام دهند آگاهی و علم دارند و دقیقا آن‌چه را که قبل از یک تمرین سبک و یا سنگین بخواهند انجام دهند در ذهن خود مرور می‌کنند.در کشور ما اکثر مربیان به فکر آن هستند که چه چیزهایی را به بازیکنان آموزش دهند تا آن‌ها بتوانند حضوری موثر در یک مسابقه داشته باشند. آن‌چه که برای همه‌ی ورزشکاران مهم است (warmup)یا گرم کردن است که بدن ورزشکاران را از لحاظ فیزیولوژیکی و آماده شدن برای انجام یک مسابقه ‌محيا می‌کند.

بدن یک ورزشکار از دو جنبه باید آماده شود: کوتاه مدت و بلند مدت. در برنامه‌های بلندمدت مربیان به دنبال آمادگی بدن بازیکنان و دادن برنامه‌های تخصصی بدن‌سازی در طول یک فصل به آن‌ها هستند تا شرایط جسمانی آن‌ها را در طول مسابقات یک فصل به مرحله‌ی مطلوب برسانند. در برنامه‌های کوتاه مدت مربیان به دنبال گرم کردن مقطعی هستند یعنی آماده کردن بدن یک بازیکن برای 90 دقیقه فوتبال بازی کردن در یک مسابقه. در این قسمت اهمیت یک نکته‌ی ضروری است و آن این که درجه‌ی حرارت بدن بازیکنان باید به نحو مطلوب برسد و اگر از حالت مطلوب خود خارج شود آن‌گاه برای بدن مضر خواهد بود.

وی از تجربه حضور خود در تیم فوتبال امید دينا موکیف اوکراین می‌گوید و ادامه می‌دهد: آمادگی ذهنی نیز در گرم کردن نیز بسیار اهمیت دارد. زمانی‌که در تیم امید دنیا موکیف بازی مي‌کردم بخشی از گرم کردن ما در خوابگاه انجام می‌شد و قبل از شروع تمرین ، مربی، در همان حالتی که روی تخت می‌نشستيم همه چیز را برایمان توضیح می‌داد. و این‌که قرار است در این جلسه تمرین فلان بازیکن تا پایان چه کار انجام دهد و یا چه نوع کاوری را به تن نماید و در چه قسمت‌هایی از زمین تمرین انجام دهد مشخص می‌شد، که این باعث بالا رفتن آمادگی ذهنی ما نسبت به تمرینی که می‌خواستیم انجام دهیم می‌شد. بخشی از بیداری ذهنی زمانی بدست می‌آید که بعد از فعالیت دویدن و کشش‌ها بازیکنان تمرین با توپ را انجام می‌دهند.

امیری خراسانی ادامه می‌دهد: در تمرینات فوتبال سه بخش مهم باید رعایت و پی‌گیری شوند: 1- هر فرد در ابتدا بر اساس پست خودش تمرین کند مثلا یک مدافع استارت‌هایی کوتاه مدت، جامپینگ، عکس‌العمل‌های متفاوت بر اساس حرکت توپ و ... را ابتدا خودش تمرین کند که این مرحله‌ی فردی تمرین است.

2- گرم کردن هم پست‌ها با هم، مثلا مهاجمين، مدافعین، دروازه‌بان‌ها و... باید به تمرین کردن با یکدیگر بپردازند که این تمرین گروهی را مشخص می‌کند.

 3- تمامی بازیکنان با یکدیگر تمرین کنند که در واقع تمرین سازماندهی شده را تشکیل می‌دهند. قطعا تیمی که این اقدامات را انجام دهد یک گام جلوتر از تیم‌هایی است که این کارها را انجام نمی‌دهند.

سرمربی تیم فوتبال دانشگاه شهید باهنر کرمان به گفته‌های خود این مطلب را می‌افزاید: یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که مربیان فوتبال در کشور ما انجام می‌دهند اصرار زیاد آن‌ها بر تمرینات هوازی است. در صورتی که تمرینات هوازی باید درصد کوچکی از تمرینات را به خود اختصاص دهند مثلا بيشتر مربيان سنتي بازیکنان را به کوه، جنگل و .... می‌برند و فقط توصیه‌ی دویدن به آن‌ها می‌کنند. آیا شما فوتبالیستی را دیده‌اید که در طول مسابقه، 90 دقیقه فقط به نرم دویدن بپردازد؟ که این باعث می‌شود تا ذهن یک فوتبالیست از برنامه‌های تیمی دور بماند. مهم‌ترین عامل در آماده‌سازي بازيكنان، تمرینات بی‌هوازی است مثل کار با توپ تغییر جهت‌های مختلف، درک تاکتیکی وامثال آن.

امیري خراسانی درباره‌ی تخصص در دادن تمرینات مختلف می‌گوید: نکته‌ی دیگر که باید در تمرینات آن را رعایت کنیم وجود مربیان متخصص در زمینه‌‌های خاص است.

وي با استناد به این جمله از بکن باوئر رییس باشگاه بایرن مونیخ که گفته است:« ما در کنار تیم فوتبال بایرن مونیخ 70 فرصت شغلی ایجاد کرده‌ایم!». ادامه می‌دهد دانش در فوتبال امروز دنیا جایگاه بسیار والایی دارد. مربی‌ای که فقط فوتبال بازی کرده است و در زمینه‌ی علمی موفقیت چندانی نداشته است نمی‌تواند بگوید که از همه‌ چیز فوتبال سر در می‌آورد و یا نسبت به همه چیز این ورزش آگاهی دارد. زیرا این مربی فقط تجربه دارد نه دانش. پس در کنار یک مربی باید یک مشاور با دانش نیز حضور داشته باشد. اما متاسفانه در کشور ما این حس همکاری وجود ندارد و خیلی از مربیان می‌خواهند تا اگر تیم‌شان به موفقيت می‌رسد تمام آن به نام خودشان ثبت شود. بعد از آن حضور یک ((Trainer یا تمرین دهنده متخصص از نیازهای اساسی یک تیم است. که کار وی تمرین دادن اختصاص و عمومی بازیکنان است و در واقع در همین بخش ویژه است که بازیکنانی خوب تمرین کرده‌اند برای حضور در یک مسابقه انتخاب می‌شوند. و مربی بدنساز متخصص نیز باید در کنار تمرین دهنده و آماده کردن شرایط برای بازیکنان نقش کلیدی را در تیم ایفا کند. وجود یک پزشک طب ورزشی در کنار یک تیم فوتبال ضروری است و حتما باید نسبت به طب ورزشی تخصص داشته باشد و نباید از پزشکانی استفاده شود که تنها فیزیوتراپ هستند و در یک زمینه تخصص دارند. حضور یک روانشناس ورزشی در کنار تیم که بتواند شرایط روحی بازیکنان را به حد مطلوب برساند نيز از جمله نيازهاي يك تيم است.

     

امیري می افزاید: اگر مدیریت تیم يا باشگاه‌های ورزشی، یک مدیریت ورزشی تخصصي باشد نه صرفا سیاسی و کارخانه‌ای ، قطعا به این موارد اهمیت داده خواهد شد. ما هنوز در تیم‌های پایه‌ی خود مشکلات فراوانی داریم زیرا افرادی را که معمولا برای استعدادیابی انتخاب می‌کنیم افرادی غیرمتخصص هستند که حتی باعث کشتن استعدادها در سطوح پایه می‌شوند.

وی در پایان می‌گوید: ما وقتی تیم حریف را می‌شناسیم که ابتدا از تیم خود شناسایی کافي داشته باشیم و باید ریز و درشت بازیکنان خود را بدانیم تا بتوانیم نسبت به موفقیت آن‌ها در یک مسابقه در مقابل حریفان امیدوار باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 14:22  توسط احمد احمدی نژاد  | 

ریزو درشت صنعت مس در لیگ برتر ششم

 

همان طور که می دانید ششمین دوره لیگ برتر برای اولین بار نماینده ای از استان کرمان با نام صنعت مس را در خود می دید که در ابتدا خیلی ها برای این تیم شانسی جهت بقادر لیگ برتر  قائل نبودند اما نتایج خوب صنعت مس در نیم فصل اول رقابتها  معادلات را برهم زد  وحتی این تیم را به عنوان پدیده لیگ ششم معرفی کرد. اما نیم فصل دوم شرایط به گونه ای دیگر برای مس رقم خورد تا شایعاتی مبنی بر بحران در این باشگاه  وحتی خطر سقوط این تیم به دسته پایینتر از این تیم شنیده شود.

 صنعت مس در ده بازی پیاپی موفق به کسب نتیجه لازم نشده بود  ولذا مسئولین این باشگاه گمان کردند که با ایجاد یک شوک بسیار قوی می توانند مس را از مرگ نجات دهند! و به همین علت دست نشان مربی ای که توانسته بود این تیم را به لیگ برتر بیاورد اولین قربانی این شوک لقب گرفت واز هفته بیست وسوم جای خود را به فرهاد کاظمی داد تا پس از حضور این مربی در کرمان ورق برگشت بخورد ومس از خواب مرگبار بیدار شود! وبا احراز رتبه نهم لیگ برتر خود را برای حضور موفق وبا تجربه تر از فصل قبل در لیگ برتر آماده کند.

 با هم نگاهی می اندازیم به عملکرد تیم فوتبال صنعت مس در ششمین دوره  مسابقات لیگ برتر فوتبال باشگاههای ایران.

صنعت مس در مجموع مسابقات لیگ برتر 30بازی انجام داد که 15 بازی خانگی و15 بازی خارج از خانه این تعداد مسابقه را برای مس رقم زدند. مسی ها از مجموع دیدارهای خانگی خود موفق به کسب 5 پیروزی مقابل تیم های ملوان، برق شیراز، استقلال اهواز، سپاهان و فجر سپاسی شیراز شدند. ضمن اینکه 3 شکست را مقابل تیم های استقلال تهران، پاس، وصباباتری تجربه کردند و7 تساوی نیز مقابل تیم های ذوب آهن، فولاد خوزستان، پرسپولیس، سایپا، ابومسلم، را ه آهن وپیکان بدست آوردند.

 مس از مجموع 45 امتیاز خانگی 22 امتیاز کسب کرد (میانگین 4/1 امتیاز در هر مسابقه)  که عملکرد نسبتا قابل قبولی را از بازیهای خانگی این تیم نشان می دهد. نماینده کرمان در مسابقات لیگ برتر از مجموع دیدارها ی خارج از خانه خود نیز موفق به کسب 3 پیروزی مقابل پاس، راه آهن، وبرق شیراز شد و7 شکست را از تیم های صباباتری، پیکان، پرسپولیس، فولاد، ملوان، ذوب آهن وسایپا دریافت کرد. ضمن اینکه با کسب 5 تساوی، فجر سپاسی، ابومسلم، سپاهان، استقلال تهران و اهواز را در خانه خود متوقف کرد.

 صنعت مس از مجموع 45 امتیاز خارج از خانه خود نیز 14 امتیاز کسب کرد (میانگین 9/0 امتیاز در هر مسابقه)که نشان می دهد، این تیم در بازیهای خارج از خانه خود عملکرد قابل قبولی نداشته است.

اما عملکرد این تیم در نحوه جمع آوری امتیازدر دو نیم فصل نیز جالب بوده است.مس در نیم فصل اول مسابقات 22 امتیاز بدست آورد ودر رتبه هفتم ایستاد اما در نیم فصل دوم این تیم با کسب 14 امتیاز و در مجموع 36 امتیاز رتبه نهم رابه خود اختصاص داد. مسی ها در 15 بازی خانگی خود موفق شدند 18 بار دروازه حریفان را باز کنند (میانگین 2/1 گل در هر مسابقه) ودر مقابل 14 بار دروازه خود را باز شده دیدند(میانگین 9/0 گل در هر مسابقه). بازیکنان این تیم در بازیهای خارج از خانه خود نیز 17 گل را وارد دروازه حریفان کردند ودر مقابل 25 گل را از رقبایشان دریافت نمودند. صنعت مس کرمان در مجموع با 35 گل زده و39 گل خورده و تفاضل 4- نشان داد برای موفقیت در فصل بعد نمی تواند به خط حمله فعلی خود اطمینان چندانی نماید زیرا بهترین گلزنان این تیم صابر میرقربانی  و آدریانو آلوز بودند که هر کدام 6 بار توپ را به تور دروازه ها چسباندند که این آمار( میانگین 2/0 گل در هر مسابقه)از این دو مهاجم عملکرد قابل قبولی از آنها به نمایش نمی گذارد.عملکرد اخلاقی بازیکنان مس در دو نیم فصل اول ودوم لیگ برتر تقریبا یکسان بوده است و بازیکنان این تیم در نیم فصل اول 29 کارت زرد را از داوران دریافت کردند در حالیکه در نیم فصل دوم 28 کارت زرد را مقابل دیدگان خود ملاحضه نمودند. 2 کارت قرمز در نیم فصل اول ویک کارت قرمز در نیم فصل دوم ثمره بی انضباطی بازیکنان این تیم در طول مسابقات بود. در مجموع 57 کارت زرد و 3 کارت قرمز در کارنامه اخلاقی بازیکنان مس ثبت شد که این نشان می دهد بازیکنان این تیم آرامش نسبتا قابل قبولی را در طول 30 مسابقه انجام شده از خود به نمایش گذاشتند.

 

جدول حضور بازیکنان مس در مسابقات لیگ برتر

 

ردیف

نام بازیکن

تعداد بازی

مدت حضور به دقیقه

1

عباس محمدی

26

2340

2

حسین تلقینی

26

2340

3

رسول میر طرقی

26

2148

4

فرزاد حسین خانی

26

2135

5

ابراهیم تقی پور

24

2090

6

آدریانوآلوز

27

2046

7

صابر میر قربانی

24

1953

8

علی قربانی

24

1654

9

شاهین خیری

21

1636

10

حمید رضا شرفی

23

1303

11

محسن زاهدی

16

1295

12

نیک

17

1264

13

محمد رضا سهند رازیان

13

970

14

محمود پور اسدلله

15

935

15

علیرضا دغاغله

17

792

16

خلدون ابراهیم

10

788

17

میثم حاجیان

9

700

18

بابک حاتمی

16

698

19

علا عبد الزهرا

10

539

20

علی مولایی

19

531

21

نوری صبری

4

360

22

امیر الوندی

4

178

23

یاشار خلیلی

4

115

24

نعمت الله بخشی زاده

1

53

25

حامد افغانی

1

20

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 15:46  توسط احمد احمدی نژاد  | 

سربازان طلایی ، سردارانی پیروز

 

قطعا هیچکدام از فوتبالدوستان ایرانی زوج طلایی خط حمله ایران در دهه 70 را از یاد نبرده اند. زمانی که خدادادعزیزی و علی دایی دو مهاجم زهردار تیم ملی برای هر کدام از رقیبان آسیایی به خصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس کابوسهایی فراموش نشدنی بودند.

این دو بازیکن در راس خط حمله ایران سربازانی طلایی بودند که آتش توپخانه تیم ملی همیشه توسط آنها راه اندازی می شد. کمتر پیش می آمد تا گلی برای تیم ملی به ثمر می رسید ونامی از این دو فوتبالیست به عنوان عوامل موثر در به ثمر رسیدن آن برده نمی شد. شاید کمتر کسی به ذهنش خطور می کرد تا روزی این دو ستاره درخشان تیم ملی روزی با بی مهری، از تیم ملی کنار گذاشته شوند.

 زمانی که بلاژویچ به عنوان سرمربی هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت در اولین اعمال قدرتهای خود خط قرمزی رابر روی نام حماسه ساز ملبورن از لیست تیم ملی کشید تا خداداد به راحتی یک لجبازی از تیم ملی کنار گذاشته شود. خیلی ها تیم ملی بدون خداداد  را فاقد تکنیک و سرعت  در خط حمله خود می دانستند. البته بعد از کنار گذاشتن وی توسط "چیرو" ،خداداد هر از چند گاهی به تیم ملی دعوت می شد تا لا پوشانی ای باشد بر اشتباهات گذشته مسئولین فوتبال در کنار گذاشتن عزیزی که دیگر فایده ای برای فوتبال ما در بر نداشت. بعد از جام جهانی فوتبال در آلمان نیز این اتفاق برای رکن دیگر آن خط حمله افتاد و همه سعی داشتند تا با انداختن تمامی ناکامی های جام جهانی به گردن علی دایی باز هم مسیر سیلاب انتقادها را به سمت دیگر تغییر دهند.

 این دو فوتبالیست خیلی ارزان کنار گذاشته شدند  دو مهاجمی که آمادگی بالایشان در هر بازی همه ایرانیان را درکسب پیروزیهای تیم ملی امیدوار درجای جای استادیومها وهم چنین در مقابل تلویزیونها می نشاند .

اما امروز مردم، این دو را در عرصه دیگر فوتبال مشاهده می کنند.  آری عرصه ای که روزی اکثر فوتبالیستها بر آورده شدن ادامه آرزوهای خود را در آن دنبال می کنند .این دو مهاجم سالهای نه چندان دور فوتبال ایران بدون گذراندن دوره های آنچنانی مربی گری ،اکنون هدایت دو تیم لیگ برتری فوتبال کشور را برعهده دارند.

 علی دایی علاوه بر این که در سایپا بازی می کند ، در راس کادر فنی این تیم نیز قرار دارد وتاکنون توانسته است این تیم را به یکی از مدعیان اصلی قهرمانی ششمین دوره لیگ برتر تبدیل کند. وی هدایت تیمی را بر عهده دارد که در ابتدای فصل ورنر لورانت آلمانی پس از 5 بازی، آن را به امان خدا واگذار کرد وبه دلایل نامعلومی راهی ترکیه شد .

در آن مقطع مسئولین سایپا تصمیم گرفتند تا به علی دایی اعتماد کنند و وی را به عنوان جانشین لورانت معرفی کردند. هم اکنون نیزجواب این ریسک خود را به خوبی دریافت کرده اند .

 

خداداد عزیزی که از ابتدای فصل نیز به عنوان رییس سازمان فوتبال ابومسلم مشغول به کار شد ، پس از تغیر و تحولات فراوان در راس کادر فنی این باشگاه وتعویض دو مربی سر انجام از ابتدای نیم فصل دوم به عنوان سرمربی سوم ابومسلم در یک فصل انتخاب شد! (البته اگر مربی گری جمعی این تیم را نیز در یکی دو بازی به حساب نیاوریم).مسئو لین ابومسلم نیز نباید از انتخاب خود پشیمان شده باشند زیرا تیم تحت هدایت عزیزی در دو بازی ابتدایی خود در نیم فصل دوم 8 گل به ثمر رسانده است و خود را آرام آرام به مدعیان لیگ تبدیل میکند .

همانطور که گفته شد عزیزی و دایی هیچ کلاس مربیگری معتبری را تا کنون نگذرانده اند اما نشان داده اند که خیلی بیشتر از مربیان کلاس دیده دیگر در لیگ برتر و هم چنین مربیان خارجی ای که با پولهای هنگفت به ایران آورده شده اند و هنوز نتوانسته اند انتظارات هواداران خود را بر آورده کنند وحتی پس از چند بازی به راحتی یک لیوان آب خوردن فو تبال ایران را به لقایش می بخشند، کارایی داشته اند.

قطعا آوردن مصداق در این باره ضرورری نیست، آری هان، اشمیت، زوبل، کخ ، سیموئز،..... از جمله کسانی هستند که توانستند تجربه های تلخی برای فوتبال کشور رقم بزنند.

خیلی از کشورهای صاحب فوتبال نیز با روی آوردن به این مسئله، یعنی استفاده از مربیان دارای سابقه درخشان ملی و باشگاهی توانسته اند بازهم به دوران طلایی فوتبال خود نزدیکتر شوند. موفقیت کلینزمن همراه با تیم ملی آلمان در جام جهانی2006 و هم چنین انتخاب دونگا به عنوان سرمربی تیم ملی برزیل و دونادونی در راس هدایت تیم ملی ایتالیا نشان می دهد تا این گونه کشورها نیز به استفاده از مربیان جوان،بومی و دارای سابقه بازیگری درخشان نه استفاده از مربیانی که به زحمت می توان سابقه بازی باشگاهی و ملی آنها را را از گوشه وخرابه های تاریخ فوتبال در آورد،

خواهان بدست آودن معصومیت از دست رفته فوتبال خود هستند.

مطمئنا در فوتبال ملی ما نیز همانگونه که سربازان طلایی نه چندان دور فوتبال ایران یعنی دایی وعزیزی توانسته اند با موفقیت کار خود را در عرصه مربی گری دنبال کنند، قطعا امثال زرینچه، عابدزاده پیروانی و.... نیزبا در اختیار داشتن ابزار مناسب و حمایتهای مدیران فوتبال کشورمان می توانند سردارانی همیشه پیروز برای فوتبال کشور باشند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 10:29  توسط احمد احمدی نژاد  | 

مچ گیر

 

زیاد شعبو: برای پول به پرسپولیس نیامدم

مچ گیر؛ حتما تو هم میخواهی بگویی از بچگی طرفدار پرسپولیس بودی.

 

مرفاوی: استقلال به یونگ نیاز داشت

مچ گیر؛ جرات داری بگویی نیاز نداشت.

 

دیدار بگوویچ وقلعه نوعی

مچ گیر؛ باز هم قلعه نوعی می خواهد سه چهار بازیکن تقلبی را به این خارجی از همه جا بی خبر معرفی کند.

 

هیات مدیره استقلال برای همدلی تشکیل جلسه میدهد

مچ گیر؛ عجب هیات مدیره رمانتیکی!

 

شکست عرف وقاعده در استقلال

مچ گیر؛مگر قبلا عرف وقاعده ای هم در استقلال وجود داشته؟!

 

نارضایتی بازیکنان استقلال از مربی جدید

مچ گیر؛ آش کشک خاله است بخورین پاتونه نخورین هم پاتونه.

 

علی آبادی به کمیته شش نفره حکم میدهد

 مچ گیر؛ از این حکم ها خیلی داده ولی دریغ از یک ذره اعتبار!

 

محمود فکری : در استقلال جاسوس زیاد داریم

مچ گیر؛ پس به جای سازمان فوتبال، سازمان جاسوسی را در استقلال راه اندازی کنید.

 

بگوویچ: مثل یک کارگر کار می کنم!

مچ گیر؛ آیا گارگر در ایران قحط بود که رفتیم از کرواسی آوردیم؟

 

مرفاوی : من سرمربی هستم

مچ گیر؛ تا عمر داری بگو ولی کو گوش شنوا.

 

بگوویچ: ایرانی ها حق ندارند درباره من حرف بزنند!

مچ گیر؛ اگر اشتباه نکرده باشیم ،شما برای مربی گری تیم ملی ایران ! به اینجا آمده اید.

 

مجیدی: قبول دارم در امارات موفق نیستم

مچ گیر؛ یعنی در جاهای دیگر موفقی؟

 

اولادی: از آینده ام بی خبرم!

مچ گیر؛ اگر تنها مشکل تو این است، به نزد یک فالگیر برو.

 

ذوالفقار نسب: پرسپولیس حرمت دارد دنیزلی اعتبار

مچ گیر؛ که هیچکدام با هم جور در نمی آیند.

 

محمد پروین :با یگ گل در پرسپولیس احیا می شوم

مچ گیر؛ پس حالا حالا ها مونده تا احیا بشی.

 

خطیبی: دیگر در الشارجه نمی مانم

مچ گیر؛ تو را به خدا زودتر برگرد که اماراتی ها هم یک نفس راحت بکشند.

خرسندی: پرسپولیس تیم روزهای سخت است

مچ گیر؛ دو کلام هم از مادر عروس بشنو .

 

بگوویچ :ضمانتی نداده ام که تیم ملی امید صعود کند

 مچ گیر؛ خیال کردی به خاطر چشم وابروی قشنگت تو را انتخاب کردند!

 

عضو فراکسیون مجلس :افرادی در کمیته انتقالی به آرمانهای میهن خیانت می کنند

مچ گیر؛ عجب آدم تیزی هستی از کجا فهمیدی؟

 

فکری: حرف زدن از قهرمانی توهین به هواداران استقلال است

مچ گیر؛ از فردا برای شادی دل هواداران بگویید به دسته یک سقوط میکنیم!

 

فاطمی: دنیزلی به فوتبال من اعتقاد ندارد

مچ گیر؛ مگر تو فوتبال هم بازی میکنی؟!

 

با قری: با بی پولی پرسپولیس می سازیم

مچ گیر؛باز چه وعده ای به تو داده اند؟

 

آقایی: منتظر روزهای آرمانی پاس باشید

مچ گیر؛منتظر می مانیم ولی می ترسیم پیر شویم!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 11:20  توسط احمد احمدی نژاد  | 

زیدان چهره ای از قرن بیست ویکم

کمتر کسی است که یازیهای درخشان ورویایی ستاره سابق فوتبال جهان وهافبک مسلمان تیم ملی فرانسه یعنی زین الدین زیدان را از یاد برده باشد ولحظاتی را با فوتبال زیبای وی در باشگاهای یوونتوس ورئال مادرید سپری نکرده باشد..

زیدان پس از مسابقات جام جهانی 2006 از فوتبال خداحافظی کرد و به این ترتیب رئال مادرید آخرین تیم باشگاهی او  بود و فینال جام جهانی 2006, آخرین بازی حرفه‌ای او. در همین فینال بود که ضربه‌ی سر او به شکم ماتراتزی و کارت قرمزی که دریافت کرد, یکی از جنجالی‌ترین لحظات تاریخ زندگی‌اش را در آخرین لحظات عمر حرفه‌ای‌اش رقم زد.

سابقه‌ی ورزشی

فوتبال حرفه‌ای بزرگسال را از باشگاه کنز (در شهر کن فرانسه) و در سن 16 سالگی آغاز کرد و از سال 1988 تا 1992 دراین تیم بازی می‌کرد و جمعا در 65 بازی لیگ فرانسه به میدان آمد و 6 گل به ثمر رساند. او در 1992 در سن بیست سالگی به بوردو, یکی از مطرح‌ترین باشگاه‌های فرانسه پیوست.

زیدان جمعا چهارسال از 1992 تا 1996 برای بوردو بازی کرد. در این چهار سال او در 157 بازی لیگ فرانسه شرکت داشت و 32 گل به ثمر رساند.

پس از چهار سال بازی در بوردو, زیدان در 1996 با مبلغ سه میلیون دلار به یوونتوس ایتالیا پیوست. در یوونتوس او تحت مربیگری مارچلو لیپی در کنار کسانی دیدیه دشان, الساندرو دل پیرو, و ادگار داویدز به یکی از اصلی‌ترین‌ ستاره‌های تیم, بدل شد. ‌

او در پنج سال بازی با یوونتوس به دو بار قهرمانی لیگ ایتالیا دست یافت و دو بار پیاپی, در سال‌های 1997 و 1998, در فینال جام باشگاه‌های اروپا به میدان آمد. (که به همراه یوونتوس هر دو را شکست خوردند).

زیدان جمعا پنج سال , یعنی تا سال 2001, در یوونتوس بازی کرد. در این پنج سال 151 بار در لیگ ایتالیا به میدان آمد و 24 گل نیز به ثمر رساند.

در سال 2001 زیدان در یکی از مشهورترین انتقال‌های تاریخ فوتبال به رئال مادرید پیوست. رقم این انتقال, 66 میلیون یورو بود که تا آن زمان در تاریخ فوتبال بی‌سابقه بود. او در سال‌هایی به رئال مادرید پیوست که این تیم با جذب بزرگ‌ترین ستارگان جهان به داشتن "کهکشانی" از بازی‌کنان فوتبال مشهور بود. زیدان یکی از مهم‌ترین ستاره‌های این کهکشان بود و از سایر ستاره‌های نورانی آن می‌شود به کسانی چون دیوید بکهام, روبرتو کارلوس, لوئیس فیگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد.

زیدان پنج سال آخر عمر فوتبالی خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازی لیگ اسپانیا به میدان آمد و 34 گل به ثمر رساند.

اوج دوران او با این تیم در فینال جام باشگاه‌های اروپا 2001-2002 بود. این بازی در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوی اسکاتلند برگزار می‌شد و رئال مادرید و بایر لورکوزن در فینال در برابر هم قرار گرفته بودند. زیدان در این بازی گل پیروزی رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا را نیز به کارنامه‌اش اضافه کند. در ضمن گل او در این فینال از زیباترین گل‌های تاریخ فوتبال شمرده می‌شود.

زیدان در 7 می 2006 آخرین بازی باشگاهی خود برای رئال مادرید ( و آخرین بازی باشگاهی عمرش) را انجام داد. در این بازی که در ورزشگاه معروف سانتیاگو برنابئو انجام می‌گرفت, هم‌تیمی‌های او لباس ویژه‌ای پوشیده بودند که عنوان "زیدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمی از زیدان استقبال کردند. این بازی مقابل ویلا رئال بود و نهایتا 3-3 مساوی تمام شد. زیدان گل دوم تیمش را به ثمر رساند. در انتهای این بازی, او پیراهنش را با خوان رومان ریکلمه, از ویارئال, تعویض کرد. تشویق شدید تماشاچیان به حدی بود که او را به گریه انداخت.

تیم ملی فرانسه

زیدان ملیت هر دو کشور الجزایر و فرانسه را دارد و بنابراین می‌توانست برای الجزایر نیز به میدان بیاید. معروف است که عبدالحمید کرمالی, مربی وقت الجزایر, در جوانی از دعوت زیدان خودداری کرده زیرا او برای یک هافبک "به اندازه کافی سریع نیست".

به هرحال زیدان در 17 آگوست 1994 برای اولین بار در تیم ملی فرانسه ظاهر شد. در این بازی, در مقابل جمهوری چک, او در دقیقه 63 به عنوان تعویضی به میدان آمد. بازی 0-0 مساوی بود و زیدان در وقت کمی که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به این ترتیب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوی خود جلب کرد.

زیدان در سال 1998 به همراه تیم ملی فرانسه, میزبان جام جهانی 1998 بود. او در بازی دوم فرانسه (که پیروزی 4-0 مقابل عربستان صعودی را در پی داشت) خطای بدی روی کاپیتان عربستان, فواد امین, مرتکب شد و به این ترتیب کارت قرمز دریافت کرد و از دو بازی محروم شد. در آن زمان ادعا می‌شد که امین لفظا به زیدان توهین کرده است. زیدان در یک چهارم نهایی مقابل ایتالیا به میدان آمد و پس از این‌که بازی بعد از 120 دقیقه به پنالتی کشید, ضربه‌ی پنالتی خود را به گل تبدیل کرد. او در فینال جام مقابل برزیل به میدان آمد و با به ثمر رساندن دو گل, پایه‌گذار پیروزی 3-0 تیمش شد تا فرانسه برای اولین بار در تاریخ, قهرمان جام جهانی شود. دو گل او در این بازی با ضربه‌ی سر به ثمر رسید که به نوبه‌ی خود برای هافبکی چون او قابل توجه بود. بسیاری این بازی را نقطه عطف تاریخ زندگی زیدان می‌دانند.

دو سال بعد زیدان از اعضای تیم ملی فرانسه در یورو 2000 بود. او از به‌ترین بازی‌کنان فرانسه در این جام بود. زیدان در یک چهارم نهایی از روی ضربه‌ی آزاد مستقیم دروازه‌ی اسپانیا را باز کرد و در آخرین ثانیه‌های بازی نیمه نهایی با پرتغال, گل طلایی را از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند تا نقش عمده‌ای در رسیدن تیم به فینال داشته باشد. فرانسه در فینال نیز ایتالیا را , در یکی از جنجالی‌ترین بازی‌های تاریخ اروپا, 2 بر 1 شکست داد تا با فتح جام جهانی 1998 و یورو 2000 به یکی از پرافتخارترین تیم‌های تاریخ بدل شود. 34 سال از آخرین باری که تیمی جام جهانی و جام ملت‌های اروپا را پشت سر هم به دست آورده بود, می‌گذشت. در این هنگام بسیاری فرانسه را بزرگ‌ترین تیم فوتبال دنیا می‌دانستند.

زیدان در جام جهانی 2002 نیز از اعضای تیمش بود اما به علت مصدومیت در دو بازی اول غایب بود. این تورنمنت, یکی از بدترین افتضاحات فرانسوی‌ها بود که با بازی‌های ضعیف بدون زدن حتی یک گل و با کسب تنها یک امتیاز از جام حذف شدند. زیدان تنها در بازی آخر مقابل دانمارک به میدان آمد.

در یورو 2004 نیز زیدان به همراه تیم ملی فرانسه به میدان آمد و شاهد باخت تیمش مقابل یونان, تیمی که بعدها قهرمان همان جام شد, بود. پس از این جام زیدان رسما در 12 آگوست 2004 از فوتبال ملی کناره‌گیری کرد.

با این حال پس از این‌که فرانسه در راه صعود به جام جهانی 2006 به مشکلاتی برخورد زیدان در آگوست 2005 (یک سال پس از کناره‌گیری) اعلام کرد که برای کمک به تیم ملی فرانسه برمی‌گردد و مجدداً به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او در 3 سپتامبر 2005 اولین بازی خود پس از خداحافظی را مقابل جزایر فارو انجام داد و در پیروزی 3-0 تیمش نقش داشت. فرانسه نهایتا به عنوان اولین تیم از گروه خود به جام جهانی 2006 صعود کرد.

در 25 آپریل 2006 , پس از یک فصل پر از مصدومیت در رئال مادرید, زیدان تصمیم نهایی خود برای کناره‌گیری از فوتبال, چه باشگاهی و چه ملی, را اعلام کرد. این کناره‌گیری به پس از اتمام جام جهانی 2006 حواله داده شد.

در 27 می 2006 زیدان در پیروزی 1-0 تیمش مقابل مکزیک نقش داشت و صدمین بازی ملی خود را در این بازی انجام داد. با این حساب او در کنار مارسل دسایی, دیدیه دشان و لیلیان تورام به یکی از تنها چهار بازی‌کنی بدل گشت که بیش از صدبار برای فرانسه به میدان آمده‌اند.

زیدان در جام جهانی 2006 برای سومین جام پیاپی در ترکیب تیم ملی فرانسه ظاهر شد و این بار بازوبند کاپیتانی را به دست داشت. او در هر دو بازی اول, مقابل سوئیس و کره جنوبی, کارت زرد گرفت و از بازی سوم محروم شد. در یک هشتم نهایی, مقابل اسپانیا, او به ترکیب تیم بازگشت و با یک گل و یک پاس گل نقش مهمی در صعود تیمش به یک چهارم نهایی داشت.

در یک چهارم نهایی, فرانسه در بازی حساسی مقابل برزیل, مدافع عنوان قهرمانی, قرار گرفت. این تکرار فینال جام جهانی 1998 بود. زیدان در این بازی, برای اولین بار در تاریخ فوتبال خود, به تیری هانری پاس گل داد تا فرانسه 1-0 پیروز بازی شود و به نیمه نهایی صعود کند. زیدان به عنوان به‌ترین بازی‌کن این دیدار انتخاب شد.

چهار روز بعد, فرانسه در نیمه نهایی مقابل پرتغال به میدان رفت تا زیدان از روی نقطه پنالتی دروازه‌ی ریکاردو را باز کند و فرانسه به فینال راه پیدا کند.

در 9 ژولای 2006 بازی فینال بین فرانسه و ایتالیا برگزار شد و زیدان نیز به عنوان کاپیتان فرانسه به میدان آمد. این آخرین بازی تاریخ زندگی ورزشی او بود. او در دقیقه‌ی 7 از روی نقطه‌ی پنالتی برای فرانسه گل زد تا به همراه پله, واوا و پل بریتنر یکی از چهار بازی‌کنی باشد که تا بحال در دو فینال جام جهانی گل زده‌اند. بازی در وقت معمولی 1-1 مساوی شد و کار به وقت اضافه کشید. نزدیک بود زیدان در وقت اضافه‌ی اول با ضربه‌ی سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربه‌ی او را مهار کرد. دقیقه‌ی 110 این بازی, که می‌رفت آخرین بازی زیدان باشد, به یکی از جنجالی‌ترین صحنه‌های تاریخ فوتبال در جهان بدل شد. در طی این صحنه (که در پایین شرح داده شده است) زیدان اخراج شد و نتیجتا در ضربات پنالتی شرکت نداشت و فرانسه روی غیاب او و پاتریک ویرا (که مصدوم و تعویض شده بود) با نتیجه‌‌ی 5-3 مغلوب و حذف شد.

با وجود حرکت جنجالی و اخراج زیدان در فینال, او عنوان به‌ترین بازی‌کن جام جهانی 2006 را از خود کرد تا کلکسیون افتخارات بی‌نظیرش کامل شده باشد.

در دقیقه‌ی 110 بازی فینال, زیدان در صحنه‌ای بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزی ضربه زد. زمینه‌ی این درگیری کلماتی بود که ماتراتزی به زیدان گفته بود (در پایین توضیح داده شده است). داور بازی, هوراشیو الیزوندو, این صحنه را ندیده بود اما لوئیس مدینا کانتالخو, داور چهارم, صحنه را گزارش کرد تا زیدان با دریافت کارت قرمز از بازی اخراج شود. او بازوبند کاپیتانی را به ویلی سانیول سپرد (تا او آن را به بازوی فابین بارتز ببندد) و از زمین خارج شد.

پس از پایان بازی تحقیقات و لب‌خوانی‌های وسیعی برای مشخص شدن علت درگیری و کلمات تحریک‌کننده‌ی ماتراتزی صورت گرفت. بسیاری می‌گفتند ماتراتزی با توهینی راسیستی زیدان را به "تروریست" بودن متهم کرده اما بعدها هم زیدان و هم ماتراتزی این را رد کردند. ماتراتزی ادعا کرد که توهینی که به زیدان کرده است بسیار عادی بوده و از آن نوعی است که در زمین فوتبال رایج است.

سه روز پس از بازی زیدان در دو مصاحبه‌ی تلویزیونی در این مورد شرکت کرد. او در این مصاحبه‌ها اعلام کرد که ماتراتزی به خواهر و مادرش توهین کرده است و ضمن معذرت‌خواهی, اعلام کرد که از کاری که کرده پشیمان نیست. او در ضمن هرگونه توهین‌های راسیستی از سوی ماتراتزی را غیرواقعی و محصول جنجال نشریات و رسانه‌ها دانست. ‌

 افتخارات

  • جام جهانی: 3 بار حضور (1998,2002,2006) - یک بار قهرمانی (1998) - یک بار نایب قهرمانی (2006)
  • جام ملت‌های اروپا: سه بار حضور (1996,2000,2004), یک بار قهرمانی (2000)
  • جام باشگاه‌های اروپا: یک بار قهرمانی (در 2001-2002 با رئال مادرید)
  • لیگ ایتالیا: دو بار قهرمانی (در 1996-1997 و 1997-1998 با یوونتوس)
  • لیگ اسپانیا: یک بار قهرمانی (در 2002-2003 با رئال مادرید)
  • جام بین‌قاره‌ای: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
  • سوپرکاپ اروپا: دو بار قهرمانی (در 1996 با یوونتوس و در 2002 با رئال مادرید)
  • سوپرکاپ ایتالیا: یک بار قهرمانی (در 1997 با یوونتوس)
  • سوپرکاپ اسپانیا: دو بار قهرمانی (در 2002 و 2003 با رئال مادرید)
  • ]چهار بار بهترین بازی‌کن سال جهان از سوی فیفا (در 1998,2000 و 2003و2006)
  • یک بار بهترین بازی‌کن سال اروپا (توپ طلایی) از مجله‌ی "فرنس فوتبال" (در 1998)
  • یک بار باارزش‌ترین بازی‌کن جام باشگاه‌های اروپا (در فصل 2001-2002 با رئال مادرید)
  • یک بار به‌ترین بازی‌کن جام جهانی (در جام جهانی 2006 آلمان)
  • به‌ترین بازی‌کن نیم‌قرن انتهایی قرن بیستم (در سال 2004 از سوی بازدیدکنندگان سایت اینترنتی یوفا)
  • شوالیه‌ی لژدواونور از 1998
  • حامل مشعل المپیک در المپیک آتن 2004

 زندگی شخصی

زیدان از والدینی الجزایری در مارسی به دنیا آمده است و جوان‌ترین فرزند خانواده‌ی هفت نفری خود است (چهار خواهر و برادر بزرگ‌تر دارد). پدر و مادرش, اسماعیل و ملیکه, نام داشتند و نسب‌شان به روستایی در الجزایر برمی‌گشت. حزب دست راستی فرانسه, جبهه ملی, ادعا می‌کرد که پدر زیدان در جریان جنگ استقلال الجزایر از "حرکی"ها بوده است (یعنی از کسانی که در رکاب ارتش فرانسه و علیه الجزایر جنگیده‌اند) اما زیدان این ادعا را به شدت رد کرده است. زیدان همیشه گذشته و تاریخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگی خود به اجرا نگذاشته است. او را می‌توان "مسلمان اسمی" نامید.

زیدان در 1993 با ورونیک, رقاص و مدل اسپانیایی‌الاصل, ازدواج کرد. آن‌ها چهار فرزند به نام‌های انزو (زاده‌ی 24 مارس 1995), لوکا (زاده‌ی 13 می 1998), تئو (زاده‌ی 18 می 2002) و الیاس (زاده‌ی 26 دسامبر 2005) دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 10:7  توسط احمد احمدی نژاد  | 

شصت و یکمین دربی با چاشنی سه یاغی

شاید همیشه در آستانه داربی سنتی پایتخت اولین کلامی که از سوی مسوولین وبازیکنان هر دو تیم شنیده می شود این است که این بازی مانند سایر بازیهای دیگر سه امتیاز دارد و یا حتی حساسیت ایجاد شده در آن کذایی است و مطبوعات ومردم بی خودی آن را بزرگ کردند.
اما آنچه که همیشه در بزرگترین دربی ها یا همان شهر آورد خودمان بوده ،حساسیت وهیجانی است که در ذات این نوع بازیها نهفته است و معمولا با کری خوانی هایی که قبل از آن در بین مهمترین عامل هیجان یعنی هواداران ،که قبل از بازی در بین آنها رایج وشایع میشود،بوجود می آید که با پیروزی در دربی میتوانند حداقل برای یک نیم فصل شادمانی و کری خوانی علیه تیم رقیب رادر جیب خود ذخیره کنند .
پس حساسیت ایجاد شده انکار شدنی نیست و آن را نمی توان از این نوع بازیها زدود زیرا خود یکی از دلایل جذابیت داربی هاست. اما متاسفانه این امر در دیدارهای استقلال و پرسپولیس تا کنون  ویا حداقل در سالهای اخیرنه تنها نتوانسته است به بالا رفتن جذابیت بازیهای  آنها کمک کند بلکه خود عاملی شده است برای عدم  انجام رقابتهای زیبا از جانب این دو تیم .
 آنچه که در اکثر دربی های بزرگ دنیا عکس آن مشاهده می شود. که نمونه آن را در دربی های اخیر اسپانیا، انگلیس و ایتالیا دیدیم جدای این امر بود وحساسیت  آنها باعث شد تا بازیهای جذاب وحتی پرگلی را از سوی آنها نظاره گر باشیم.
 اما می توان گفت که در مصاف های دو تیم استقلال و پرسپولیس جذابیت ذبح در حساسیت این رقابت شده است که دست عوامل متعددی را در آن می توان مشاهده کرد. پیروزی در این دیدار گاهی اوقات به منزله قهرمانی در رقابتهای لیگ برتر برای هواداران دو تیم بوده است که باعث محتاط بودن بازیکنان در انجام بازی و حتی مربیان در انجام تعویض های خود بوده است وحتی آوردن یک داور خارجی برای قضاوت این دیدار یک نوع حساسیت کذایی به این بازی تزریق میکند که در روند بازی زیبای هر دو تیم ثاثیر گذار خواهد بود.
استقلال وپرسپولیس روز جمعه 12 آبان، برای شصت ویکمین بار به مصاف یکدیگر می روند تا باز هم به نوعی تب فوتبال را در ایران داغ کنند. شاید بتوان این بازی را به نوعی متفاوت با بازیهای اخیر این دو تیم نامید زیرا امسال هر دو تیم بازیکنانی را از تیم مقابل جذب کرده اند که پیش از این با وجود کری های آنها قبل از دربی به جذابیت این بازی اضافه می شد، انصاریان بازیکن متعصب پرسپولیس، در این فصل به جمع آبی پوشان اضافه شده است تا به نو عی پاسخگوی حضور نیکبخت بازیکن حاشیه ساز استقلال در جمع سرخپوشان باشد. اما قضیه به این دو ختم نمی شود و علی علیزاده هم با حضور خود در استقلال جمع یاغی های دو تیم را به عدد سه رسانده است تا اگر در مسابقه روز جمعه به بازی گرفته شوند تمامی نگاهها در ابتدا به آنها معطوف شود .
تا کنون این دیدار یاغی های زیادی را به خود دیده است اما متعصب ترین آنها در اولین حضور برای تیمهای جدید خود زمینه ساز حاشیه های بزرگی شده اند، عابدزاده در اولین دربی که پس از سالها حضور در استقلال برای پرسپولیس به میدان رفت ،زمینه ساز نیمه تمام ماندن آن دیدار در سال 73 شد . هاشمی نسب نیز که بعد از آن ، با یک انتقال جنجالی از پرسپولیس به استقلال رفت، در اولین دربی با تیم جدید خود در سال 79 پس از گلزنی به تیم سابق، شرایط را طوری فراهم کرد که در پایان آن دیدار بازیکنان و مربیان دوتیم با مشت ولگد از خجالت یکدیگر در آیند.
حال باید دید که پس از انتقال بازیکنان متعصب دو تیم به تیم رقیب ،دربی امسال چه رنگ وبویی به خود خواهد گرفت .
نکته دیگر در آستانه نبرد شصت ویکم ،حضور نه چندان قدرتمند هر دو تیم در رقابتهای امسال لیگ برتر است .
 استقلال با از دست دادن چندین مهره کلیدی خود نظیر رضا عنایتی، علیرضا نیکبخت وحتی در اختیار نداشتن مجتبی جباری به دلیل مصدومیت نتوانسته است مانند فصل گذشته بازیهای جذابی از خود ارائه دهد تا همگان به این امر اذعان داشته باشند که مرفاوی نمی تواند جایگزین مناسبی برای قلعه نوعی باشد .این تیم از هفت دیدار گذشته خود با کسب 15 امتیاز در رتبه دوم جدول جای گرفته است.
اما پرسپولیس متفاوت نسبت به فصل قبل در  رقابتهای لیگ برتر حاضر شده است این تیم با برنامه تر از فصل پیش بازی می کند و بر خلاف رقیب خود بازیهای نسبتا قابل قبولی را نیز ازخود به نمایش گذاشته است اما فقدان یک مهاجم تمام کننده در این تیم محسوس است وخلا جواد کاظمیان به شدت احساس می شود.
این تیم نیز از هفت دیدار گذشته خود با کسب 12 امتیاز در رتبه چهارم جدول رده بندی جای گرفته است.
پرسپولیس واستقلال در شرایط مشابهی به سر می برند وهر دو بازیهای اخیر خود را با تساوی پشت سر گذاشته اند ونتوانسته اند با پیروزی مقابل حریفان خود به نوعی برای یکدیگر خط و نشان بکشند.

گفتنی است این دو تیم تاکنون ۶۰ بار به مصاف یکدیگر رفته اند که سهم استقلال ۲۰ پیروزی و سهم پرسپولیس ۱۵ برد بوده است ضمن اینکه ۲۰دیدار این دو تیم به تساوی کشیده شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 11:22  توسط احمد احمدی نژاد  | 


دادکان: تبعه آفریقای جنوبی میشوم!

با توجه به تغییر و تحولات رخ داده در فدراسیون فوتبال وبه تبع آن در تیم ملی اتاق فوتبال تصمیم گرفت مصاحبه ای ویژه را با رئیس مغضوب و کنار گذاشته شده فدراسیون فوتبال انجام دهد که در زیربا هم متن این مصاحبه را میخوانیم.(البته این مصاحبه یه جورایی هم فرضیه!)

آقای دادکان سلام.
سلام به روی ماهت.
چه خبر؟
سلامتی! خبرخاصی ندارم.
یعنی شما میفرمایید باور کنیم که از اتفاقات رخ داده در فوتبال بی اطلاعید؟
اگه منظورت مسائل مربوط به من و فوتبال و این جور حرفاست باید بگم نه همچین بی اطلاع هم نیستم.
دکتر ما نفهمیدیم آخرش استعفا دادی یا نه؟
راستش رو بخواهید بعد از بازیهای جام جهانی که در آن  خیلی خوب عمل کردیم ،من به شخصه تصمیم گرفتم با یک برنامه ریزی طولانی مدت و4 ساله شرایط رو برای قهرمانی ایران در جام جهانی 2010 مهیا کنم چون این پتانسیل را هم در بازیکنان تیم ملی وهم در نبوغ برانکو میدیدم، اما......
اما چی؟
اما نذاشتن برنامه هام رو عملی کنم وبه یکباره اومدن گفتن هر چی زحمت تو این 4 سال کشیدی بی خیال، زودتر اسباب اثاثیه تو جمع کن و برو دیگه تحمل ریختت رو نداریم.منم وقتی دیدم کار به جاهای باریک کشیده کوله بارم رو بستم کشیدم کنار ولی چون میدونستم فیفا هوامو داره به خودم گفتم حالشون رو میگیرم، به خاطر همینه که تا الان استعفا ندادم .
دکتر!با علی آبادی مشکل داری؟
نه بابا چه مشکلی از وقتی این مهندس جای اون مهندس (مهر علیزاده) رو گرفت فهمیدم دیگه جایی تو این فوتبال ندارم ولی باز با قدرت تمام به کار خودم ادامه دادم واجازه ندادم هیچکس تو کارم دخالت کنه .
دکتر جون !
جون دکتر
لجبازی مثل چی میمونه؟
به نظرم باید شبیه شلغم باشه
چرا؟
چون هم خیلی مفیده و هم زود له میشه.
میگن معشوقه کاندولیزا رایس تو بودی!
کسانی که این حرفا رو میزنن میخوان از من یک اجنوی بسازن، ولی بدونن که زحمتهایی که من برای این فوتبال کشیدم کمتر کسی تا حالا نصف اونا رو انجام داده . یادتون رفته با پول تو جیبی خودم رفتم زندی روآوردم ایران تا برای ما بازی کنه نه آلمانیها! یادتون رفته هاشمیان رو با تیم ملی آشتی دادم ! یادتون رفته تیم ملی رو با هزار ویک زحمت به جام جهانی بردم.و خیلی کارای دیگه که همه در جریان اونا بودن.
وقتی علی آبادی گفت ریشه فدراسیونهای نا فرمان رو میزنم احساس خطر نکردی؟
چرا اولش یک کمی ترسیدم اما بعدش گفتم بابا علی آبادی هم چین آدمی نیست فقط یه خورده جو گیر شده بعدا یادش میره!
آقای دادکان چرا استعفا نمیدی قال قضیه رو بکنی؟
بابا به کی بگم هیچکس مثل من نمیتونه برای این فوتبال زحمت بکشه . اگه بذارن ما راحت کارمون رو ادامه بدیم قول میدم تو جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی ایران رو قهرمان کنم. اگر این اتفاق نیفتاد به جان خودم تبعه همونجا می شم و دیگه به ایران برنمی گردم.
نظرت درباره مربی ایرانی چیه؟
اگه با خارجی باشه خوبه.
یعنی مربیان ایرانی قابلیتهای پایینی دارن؟
نه من اینو نگفتم ولی میگم مربیان ایرانی اگر از تجربه بالای خارجی ها استفاده کنند کاراییشون بیشتر میشه.
خداییش مربی بهتر از برانکو نبود برای تیم ملی بیارین ؟
باور کنیین هرجای دنیا گشم یه مربی با تحصیلا ت و تجربه بالا پیدا کنم دیدم هیچ پروفسوری مثل برانکو پیدا نمیشهکه با کمترین قیمت به ایران بیاد.
میگن با سپ بلاتر خیلی رفیقی ؟
بله من با سپ دوران دبیرستان توی یک مدسه درس میخوندیم بعد که انقلاب شد اون رفت سوئیس و شد سپ بلاتر ما هم موندیم اینجا شدیم تو سری خور عالم وآدم، آخرشم بعد از کلی زحمت بهمون بگن آلوده .
جریان این آلوده چیه؟
رئیس سازمان تربیت بدنی اخیرا گفت اجازه نمیدم افراد آلوده دوباره به فدراسیون فوتبال راه پیدا کنند، لابد منظورش من بودم دیگه .
نه دیگه دکتر زیاد به دلت بد راه نده! اگر صحبت خاصی مونده بگین ما گوش میدیم.
در پایان از شما تشکر میکنم که به یاد من بودین فقط بذارین این رو بگم مشکل فوتبال ایران، من و برانکو و علی دایی نبودیم وحالا هم اگه اشخاص جدیدی اومدن قطعا به جز پاک کردن صورت مسئله کارکرد دیگری برای فوتبال نخواهند داشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 9:7  توسط احمد احمدی نژاد  | 


واپس گرایی در فوتبال!

لیگ برتر فوتبال کشور برخلاف آنچه که گفته میشد با بی نظمی خاصی در حال پیگیری است و در حالی که نیمی از تیمها به انجام بازیهای خود در لیگ می پردازند، نیمی دیگر از تیمها بدون انجام بازی در سر در گمی به سر میبرند.
پس از اتمام مسابقات جام جهانی 2006 که پیامدی جز نا کامی برای فوتبال ملی ما نداشت تغییر وتحولاتی نسبتا تحمیلی در راس فدراسیون فوتبال صورت گرفت. همگان گمان میکردند شاید با مدیریت جدید، فوتبال کشور بتواند در  مسیر بهتری قدم گذارد .اما آنچه که تا کنون در آن مشاهده شده است بی برنامگی ، بی نظمی و حتی بی مسئولیتی در راس این فدراسیون است .
طبق تجربیات قبلی در فوتبال ما ،هیچ گاه با رفتن یک مدیر نا کارامد یک مدیر کارامد جای آن را نگرفته است و همیشه یک سیر یکسان باتغییرات جزیی درمدیریت  آن رخ داده است .

انتخاب احساسی کیومرث هاشمی به عنوان سر پرست موقت فدراسیون فوتبال و به تبع آن دبیری مهره امتحان پس داده ای همانند داریوش مصطفوی و هم چنین عزل دادکان از سوی شخص اول ورزش کشور پیامدهای متعددی تا کنون برای فوتبال به همراه داشته است .
 یکی از آنها که همانند بحث انرژی هسته ای در محافل سیاسی، به یک سوژه جنجال برانگیز در ورزش مطرح شده است، نامه فیفا به فدراسیون فوتبال مبنی بر به رسمیت نشناختن مسئولین کنونی فدراسیون و هم چنین تحریم فوتبال ایران در صورت ادامه کارشکنی هاست .
 در نامه فیفا تا 23 آبان ماه به فدراسیون مذکور مهلت داده شده است که رئیس قبلی این فدراسیون ،محمد دادکان باید استعفای رسمی خود را به فیفا ارائه دهد که در غیر این صورت تحریمهای فیفا علیه ایران آغاز خواهد شد.
از سوی دیگر رئیس سازمان تربیت بدنی ومسئولین کنونی فدراسیون فوتبال منکر نامه فیفا هستند وآن را حربه ای جدید از جانب دشمنان تشکیلات کنونی ورزش کشور میدانند.
 یقینا کسی در این قضیه، که اتفاقات رخ داده به نفع ورزش ما نخواهد بود هیچ گونه شکی به خود راه نخواهد داد. درگیریهای داخلی نه تنها به مشکلات فوتبال ما اضافه خواهد کرد بلکه لجبازیها بین سازمان تربیت بدنی و رئیس قبلی فدراسیون اعتبار فوتبال ما را در رده های بین المللی نیز خدشه دار خواهد کرد .
اما مسئله قابل تاملی که اکنون در حال رخ دادن است برگزاری مسابقات لیگ حرفه ای به شکلی نامنظم می باشد.
 آنچه که تا کنون چه در لیگ حرفه ای و چه در دوره های قبل از آن  شاهد بوده ایم، عدم برنامه ریزی منسجم از جانب سازمان لیگ بوده است .
شاید بتوان گفت منظم ترین دوره لیگ ایران در سال گذشته برگزار شد که در همان موعد تایین شده از جانب فیفا(اول اردیبهشت ماه ) به اتمام رسید .به غیر از آن در سالهای قبل  ، شاهد یک بی نظمی غیر قابل انکار  در برگزاری مسابقات لیگ بوده ایم .
ماه مبارک رمضان همیشه یک فرصت ایده آل برای مسئولین فوتبال جهت تعطیل کردن مسابقات لیگ در هر شرایطی بوده است. مسئله برگزار شدن بازیها قبل یا بعد از افطار که در سالهای اخیر مطرح شد نیز راه به جایی نبرد زیرا مشکل عدم تجهیزات نور ورزشگاههادر شهرستانها، مانع از برگزاری مسابقات بعد از افطار می شد.
 ماه رمضان در کنار ایام نوروز و اردوهای تیم ملی جز تعطیلات جدایی نا پذیر لیگ ایران بوده است. و با هر نوع برنامه ریزی بازهم نمی توانستیم شاهد برگزاری مسابقاتی منظم در این مناسبتها باشیم!
 امسال هم مانند ادوار گذشته لیگ ما از این بی برنامه گیها در امان نماند ودر حالیکه درماه مبارک رمضان در استادیومهایی که مجهز به سیستم نور هستند، مسابقات بعد از افطار برگزار میشود تیمهایی که فاقداین سیستم در ورزشگاههایشان هستند ،بدون انجام مسابقه، به فکر بازیهای عقب افتاده خود در هفته های پایانی نیم فصل وبه شکل فشرده خواهند بود.
 این در حالیست که به علت حضور تیم ملی در تورنمنت نه چندان ضروری اردن ، شاهد تعطیلی 15 روزه این لیگ نیز خواهیم بود.
اتفاق جالب توجهی که اخیرا در فوتبال ما رخ داده است، رسیدگی به پرونده خاک خورده باشگاه صنعت نفت آبادان پس از مدت یک وسال ونیم،توسط دیوان عدالت است. این تیم سال گذشته مدعی بود که باشگاه راه آهن تهران به دلیل استفاده از بازیکنان تقلبی نباید به لیگ برتر راه پیدا میکرد ودر نتیجه نفت آبادان باید جای آن را در لیگ می گرفت اما سد محکمی مثل محمد دادکان مانع از آن شد تا خوزستان نماینده ای دیگر در لیگ داشته یاشد .
 امسال که آبادانیها دست رئیس قبلی فدراسیون را از مسئولیت کوتاه دیدند بار دیگر پرونده راکد شکایت نفت را به جریان انداختند تا دیوان عدالت بار دیگر حق را به صنعت نفت بدهد .

حال باید دید آیا بازهم شاهد اتفات عجیبی که مختص فوتبال ایران است مثل داشتن لیگی با تعدادتیمهای فرد خواهیم بود؟!
 

مطمئنا از مسئولین کنونی فدراسیون فوتبال، که تقریبا 9 سال پیش شاهد همین بی نظمی ها در لیگ آن زمان آنها بودیم نمی توان انتظار انجام کاری غیر عرف ( منظم برگزار شدن بازیهای لیگ)را داشت.

اما آنچه که در حد ابتدایی قابل برنامه ریزی بود تعطیلی مسابقات در طول ماه مبارک رمضان مانند همه ادوار گذشته بود. علاوه بر اینکه طبق برنامه اعلام شده  تیمها میتوانستندبه مصاف حریفان خود بروند، تیم ملی هم بدون دغدغه در تورنمتی که فایده ای هم پس از شرکت در آن نصیب فوتبال ما نخواهد شد شرکت میکرد!
 

یقینا وضعیت موجود به نفع هیچ تیمی نخواهد بود وحتی میتواند در دراز مدت مشکلاتی را برای آنها به وجود

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:17  توسط احمد احمدی نژاد  | 

فوتبال شغل اول بازیکنان؟!

شاید کسی در این باره که فوتبال یکی از ورزشهای محبوب و پرطرفدار تمامی جوامع است هیچ گونه شکی به خود راه ندهد.
امروزه در جای جای کره خاکی که قدم بگذاریم به ندرت میتوان گوشه ای را پیدا کرد که درآن تعدادی هرچند برای تفریح، در یک مستطیل به دنبال یک توپ گرد ندوند .آری فوتبال آنقدر جذابیت دارد که حتی افرادی را که از ورزش بدورند حتی برای لحظه ای تفریح، وارد گرداب جذابیت خود میکند .
فوتبال تنها رشته ای بین تمامی ورزشهاست که برای بازی آن نیاز به تشریفات آنچنانی نیست ومی توان با داشتن یک توپ وایجاد یک دوازه به راحتی به بازی آن پرداخت .شاید هم بازی آسان این ورزش در هر جا باعث شده پیرو جوان، مردوزن نتوانند از آن دل بکنند.
در گذشته های نه چندان دور هرکس در هر شرایطی حاضر بودحتی برای لحظه ای به نوعی با این رشته جذاب ورزشی خود را سرگرم کند و اگر از طریق باشگاهی وبه صورت حرفه ای نیز آن را دنبال میکرد بدون هیچ چشمداشتی به در آمدهای ناشی از آن به انجام بازی آن می پرداخت وحتی حاضر بود با گذاشتن هزینه ای از جانب خود به تشکیل یک تیم و جمع کردن افرادی دور هم، به بازی آن بپردازد .
در سال 1987 وقتی گروهی از گارگران شهر منچستر تصمیم گرفتند تیم فوتبالی را دراین شهر تشکیل دهند تا ساعات بیکاری خود را در آن به بازی فوتبال با سبک وسیاق آن دوره بپردازند، هیچ کس گمان نمی کرد بعدها این تیم ابتدایی که هدف عمده آن پر کردن اوقات فراغت اعضایش بود به یک باشگاه مدرن و کلاسیک چه در امر ورزش وچه در امر اقتصاد تبدیل شود.
 اگر نگاهی گذرا به تاریخچه تشکیل تمامی باشگاههای ثروتمند دنیا داشته باشیم خواهیم دید هدف اصلی تاسیس آنها ایجاد یک منبع برای کسب درآمد نبوده است.اما اکنون میتوان به وضوح مشاهده کرد فعالیت باشگاهها اگر همراه با موازین و معیار های اقتصادی نباشد نمیتواند عملکردی موفق و قابل قبولی را ازخود ارائه دهند.
انحلال باشگاههای معتبری مثل فیورنتینای ایتالیا به دلیل مشکلات مالی در یک دوره مشخص(این تیم در کالچوی 2002 به دلیل مشکلات مالی تا مرز انحلال پیش رفت وبه دسته سوم ایتالیا سقوط کرد) از جمله این مصداق هاست.
باشگاههای ورزشی در امر تیمداری، برای رشته جذاب وپرطرفداری مثل فوتبال مجبور به پرداخت هزینه هایی گزاف برای حفظ اعتبار خود هستند. مدیران در راس باشگاهها معمولا آگاه به مسائل ومصائب این رشته و هم چنین به چگونگی سرمایه گذاری در تمامی مقاطع آن هستند و اگر مدیری در بعد اقتصادی نتواند اقدامات مهمی را انجام دهد قطعا نخواهد توانست به آینده روشن خود وباشگاهش چشم بورزد. تغییر نام فصل نقل وانتقالات بازیکنان فوتبال به بازار نقل وانتقالات خود مهر دیگری است بر تایید اهمیت بعد اقتصادی فوتبال در دنیای امروز.
اکثر قریب به اتفاق بازیکنان مستطیل سبز ملاک عشق وعلاقه وبه قول فوتبالی ها تعصب، را برای انتخاب باشگاه خود در اولویت بعد از پیشنهادهای بالای مالی قرار میدهند تا بتوانند حداقل ازاین راه به امرار معاش و گذران زندگی بپردازند. باشگاههایی در بازار نقل وانتقالات موفق خواهند بود که با جیب پر تری قدم در آن گذاشته باشند. تیمهایی میتوانند نتیجه های لازم ومطلوب را کسب کنند که در بازار خریدوفروش بازیکنان با هزینه های نجومی خود موفق به خریدهای کهکشانی شوند.( البته این درباره مربیان هم مصداق پیدا میکند ).
شاید اگر در بین یکی از کشورهای صاحب فوتبال مثل برزیل، به پیدا کردن میانگین سطح سواد وثروت خانوادگی بازیکنان فوتبال آن پرداخته شود، با ارفاق بتوان دیپلم و سطح متوسط زندگی را برای آنها منظور کرد.با این اوصاف کاملا مشخص است بازیکنان فوتبال از اینکه بتوانند از استعداد و نبوغ خود در این زمینه ،کسب درآمد کنند چندان هم ناراضی به نظر نرسند.
اگر دولتمردان یک کشور از گرفتن میزبانی تورنمنتهای معتبر بین المللی به تکاپو می افتند وهرچه بیشتر برای بهتر برگزار شدن آن تلاش خود را به کار میبندند ، مطمئنا نگاه اول آنها به هزینه های هنگفتی است  که میتوانند ازطریق آن به اقتصاد کشورخود واریز کنند.
شرکتهای مختلف تبلیغاتی به دنبال بازیکنانی هستند که به اندازه کافی دارای شهرت ومحبوبیت دربین جوامع باشند تا پس از قرار دادن کالای تبلیغی خود درکنار آن بازیکن بتوانند به فروش بالای کالای خود اطمینان داشته باشند .
اما آیا بازهم با این اوصاف بازیکنان به درآمد از این رشته ورزشی میتوانند اکتفا کنند وتامین آینده بعد از فوتبال خود را در موفقیت در این رشته ببینند .آنچه که مسلم است هیچ باشگاهی در دنیا قادر نیست بازیکنان خود را تحت پوشش بیمه خود در آورد تا آنها بتوانند در دوران بعد از بازیگری به درآمد حاصل از آن اکتفا کنند، زیرا تمامی بازیکنان  معمولاطبق قراردادی سه ساله به عضویت یک باشگاه درخواهند آمد ومدیران باشگاهها بستن عقد قرارداد را بیشتر از این دوره برای خود یک ریسک میدانند.

  با نگاهی اجمالی به وضعیت شغلی برخی از بازیکنان دنیای توپ گرد  به اهمیت این مسئله پی خواهیم برد که بازیکنان نیز برای تامین آینده بعد از بازیگری خود به فکر ایجاد شغلی غیر از فوتبال(البته اگر فوتبال را شغل بدانیم) خواهند بود. 
 رونالدو ورستوران
ستاره برزیلی قوهای سپید را میتوان جز ثروتمندترینهای دنیای توپ گرد دانست. وی علاوه بر دریافت حقوقهای کلان از باشگاه، صاحب چندین رستوران مجلل به نام( آر 9) نیز هست که خیلی ها معتقدند آنها دست کمی از رستورانهای مک دونالد ندارند.گفتنی است (آر 9) ترکیبی است از ابتدای اسم رونالدو وشماره پیراهن وی.
دل پیرو وبوتیک
الکس دل پیرو ستاره محبوب ومتعصب یووه همانند بسیاری از ستارهای دنیای توپ گرد تنها به درآمدهای حاصل از این رشته اکتفا نکرده و برای خود وهمسرش در شهر تورین یک بوتیک لباسهای زنانه تشکیل داده.
مالدینی وتولیدی لباسهای ورزشی
شاید کمتر معهاجمی در فوتبال وجود داشته باشد تا از شنیدن نام پائولو مالدینی به دل خود هراس راه ندهد .وی که این روزها بازنشته از بازی فوتبال است، در تولیدی بزرگ ورزشی خود به کسب و کار مشغول است.
نستاونمایشگاه اتومبیل
الساندرو نستا سد مستحکم دفاع نراتزوری ها وایتالیا به علت علاقه به خرید وفروش ماشین در شهر میلان 4 نمایشگاه اتومبیل دارد.
اوون ومجموعه تفریحی
مهاجم کم فروغ این روزهای انگلستان یک مجتمع بزرگ و مجهز ورزشی آبی افتتاح کرده که به نوعی یکی از قطبهای ورزش آبی در کشورش محسوب میشود.
بد نیست نگاهی اجمالی هم به شغل برخی فوتبالیستهای ایرانی داشته باشیم.
حجازی و آرایشگاه زیبا
اگر روزی در میدان محسنی تهران قدم زدید وچشمتان به تابلوی آرایشگاه ناصر حجازی افتاد زیاد تعجب نکنید چون ناصرخان خواسته در این زمینه هم به خوش تی پی جوانان مملکت خود کمک کند.
عابدزاده وعکاسخانه
شاید کمتر تهرانی وجود داشته باشد که در عکاسی عقاب آسیا عکس نگرفته باشد. احمدرضا عابدزاده علاوه بر عکاسی به تجارت آزاد نیز مشغول است.
علی کریمی وپیتزا
جادوگر فوتبال آسیا وبازیکن این روزهای بایرن مونیخ علاوه بر کارخانه تولیدی لوازم آرایشی صاحب یک پیتزا فروشی بزرگ در کرج نیز هست.
منصوریان وخدمات کامپیوتری
بازیکن متعصب پسران آبی چند سالی است که در خدمات کامپیوتری فعالیت میکند البته بازیکن با تجربه استقلال این روزها به بازار تجارت موبایل نیز وارد شده است.
دایی و...
کاپیتان محبوب یا مغضوب تیم ملی؟!نشان داده زیادی اهل کار است وباراه اندازی تولیدی های پوشاک، لباس ورزشی و تجهیزات گرفته تا برج سازی ومغازه داری وشرکت در تجارتهای جهانی خیلی ها میگویند علی دایی پس از جام جهانی در سفر به آمریکا با چند شرکت تجاری نیز وارد مذاکره شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 9:20  توسط احمد احمدی نژاد  |